گزارش نیویارکتایمز از رقابت جنونآمیز و نابرابر کشورهای دارا و ندار برای خرید نفت
به نوشته نیویارکتایمز، با محدود شدن عرضه نفت در پی جنگ با جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز، قدرتهای اقتصادی جهان، یعنی چین، جاپان، امریکا و اروپا، موجودی بازار انرژی را به هر قیمتی خریداری میکنند. این مسئله کشورهایی با اقتصادهای کوچک را به مرز فروپاشی کشانده است.
روزنامه نیویارکتایمز، چهارشنبه ۲ حمل، در گزارشی تحلیلی به بررسی پیامدهای رقابت کشورهای ثروتمند برای ذخیرهسازی سوخت پرداخته است، پدیدهای که با شعلهور شدن آتش جنگ در خاورمیانه، امنیت انرژی را در کشورهای فقیرتر به مرز فروپاشی کشانده و نظریههای کلاسیک اقتصاد بازار را به چالش کشیده است.
به نوشته نیویارکتایمز، این رقابت تهاجمی نهتنها قیمتها را در سطح جهانی بهشدت افزایش داده، بلکه باعث شده است کشورهای کمدرآمد در آسیا، آفریقا و امریکای لاتین با بحرانهای اقتصادی بزرگی روبهرو شوند.
بازگشت به منطق بقا
ایزابل وبر، اقتصاددان دانشگاه ماساچوست، معتقد است بازار دیگر بر اساس سازوکارهای طبیعی رفتار نمیکند، بلکه «قانون جنگل» بر آن حاکم شده است.
دولتها برای محافظت از ثبات داخلی خود، به آنچه «خریدهای عصبی» توصیف شده، روی آوردهاند که خود به موتور محرک ترس و صعود دوباره قیمتها تبدیل شده است. این الگوی ویرانگر، یادآور بحران غذایی دهه ۷۰ میلادی و رقابت نابرابر برای خرید واکسین در دوران کووید-۱۹ است.
شکاف عمیق میان دارا و ندار
کشورهای بزرگ با زیرساختهای عظیمِ ذخیرهسازی مانند چین، با وجود افت واردات، همچنان امنیت انرژی خود را حفظ کردهاند.
در سوی دیگر، در کشورهایی نظیر فیلیپین که وابستگی ۹۰ درصدی به نفت خلیج فارس دارند، وضعیت اضطراری ملی اعلام شده است.
اعتصاب رانندگان و ناتوانی دولتها در ادامه پرداخت یارانههای سوخت، ثبات سیاسی این مناطق را متزلزل کرده است.
در غرب نیز اوضاع چندان آرام نیست. در اروپا، غول هواپیمایی مانند لوفتهانزا به دلیل دو برابر شدن هزینه سوخت، مجبور شدهاست ۲۰ هزار پرواز را لغو کند.
در ایالات متحده نیز دولت برای مهار نارضایتیهای اقتصادی، میلیونها بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود را آزاد کرده است تا فشار را بر مصرفکننده داخلی کاهش دهد.
شکست پروژه جهانیسازی
جوزف استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصاد، این وضعیت را ضربهای مهلک به ایده جهانیسازی میداند.
او گفت: «نگرش غالب پس از جنگ جهانی دوم بر این اصل استوار بود که مرزها در تجارت اهمیتی ندارند، اما با شروع احتکارهای ملی، مرزها بار دیگر به واقعیتهای سخت جغرافیایی تبدیل شدهاند.»
اگرچه نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول به کشورها هشدار دادهاند که از ممنوعیت صادرات بپرهیزند، اما در دنیایی که هر کشور در وضعیت بقا به سر میبرد، این توصیهها رنگ باخته است.
نتیجه نهایی این بحران، برتری قدرت پول بر عدالت اجتماعی است، جایی که ثروتمندان به زندگی لوکس خود ادامه میدهند و فقرا در تامین ابتداییترین نیازهای معیشتی خود باز میمانند. تاریخ نشان داده است که در سیطره ترس از بهوجود آمدن قحطی، همکاری بینالمللی نخستین قربانی خواهد بود.
اکنون نوبت به انرژی رسیده است؛ جایی که کمبود گاز برای آشپزی در هند و سوخت جت در جنوب شرق آسیا، زندگی روزمره میلیونها نفر را مختل کرده است.
روزنامه نیویارکتایمز، چهارشنبه ۲ حمل، در گزارشی تحلیلی به بررسی پیامدهای رقابت کشورهای ثروتمند برای ذخیرهسازی سوخت پرداخته است، پدیدهای که با شعلهور شدن آتش جنگ در خاورمیانه، امنیت انرژی را در کشورهای فقیرتر به مرز فروپاشی کشانده و نظریههای کلاسیک اقتصاد بازار را به چالش کشیده است.
به نوشته نیویارکتایمز، این رقابت تهاجمی نهتنها قیمتها را در سطح جهانی بهشدت افزایش داده، بلکه باعث شده است کشورهای کمدرآمد در آسیا، آفریقا و امریکای لاتین با بحرانهای اقتصادی بزرگی روبهرو شوند.
بازگشت به منطق بقا
ایزابل وبر، اقتصاددان دانشگاه ماساچوست، معتقد است بازار دیگر بر اساس سازوکارهای طبیعی رفتار نمیکند، بلکه «قانون جنگل» بر آن حاکم شده است.
دولتها برای محافظت از ثبات داخلی خود، به آنچه «خریدهای عصبی» توصیف شده، روی آوردهاند که خود به موتور محرک ترس و صعود دوباره قیمتها تبدیل شده است. این الگوی ویرانگر، یادآور بحران غذایی دهه ۷۰ میلادی و رقابت نابرابر برای خرید واکسین در دوران کووید-۱۹ است.
شکاف عمیق میان دارا و ندار
کشورهای بزرگ با زیرساختهای عظیمِ ذخیرهسازی مانند چین، با وجود افت واردات، همچنان امنیت انرژی خود را حفظ کردهاند.
در سوی دیگر، در کشورهایی نظیر فیلیپین که وابستگی ۹۰ درصدی به نفت خلیج فارس دارند، وضعیت اضطراری ملی اعلام شده است.
اعتصاب رانندگان و ناتوانی دولتها در ادامه پرداخت یارانههای سوخت، ثبات سیاسی این مناطق را متزلزل کرده است.
در غرب نیز اوضاع چندان آرام نیست. در اروپا، غول هواپیمایی مانند لوفتهانزا به دلیل دو برابر شدن هزینه سوخت، مجبور شدهاست ۲۰ هزار پرواز را لغو کند.
در ایالات متحده نیز دولت برای مهار نارضایتیهای اقتصادی، میلیونها بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود را آزاد کرده است تا فشار را بر مصرفکننده داخلی کاهش دهد.
شکست پروژه جهانیسازی
جوزف استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصاد، این وضعیت را ضربهای مهلک به ایده جهانیسازی میداند.
او گفت: «نگرش غالب پس از جنگ جهانی دوم بر این اصل استوار بود که مرزها در تجارت اهمیتی ندارند، اما با شروع احتکارهای ملی، مرزها بار دیگر به واقعیتهای سخت جغرافیایی تبدیل شدهاند.»
اگرچه نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول به کشورها هشدار دادهاند که از ممنوعیت صادرات بپرهیزند، اما در دنیایی که هر کشور در وضعیت بقا به سر میبرد، این توصیهها رنگ باخته است.
نتیجه نهایی این بحران، برتری قدرت پول بر عدالت اجتماعی است، جایی که ثروتمندان به زندگی لوکس خود ادامه میدهند و فقرا در تامین ابتداییترین نیازهای معیشتی خود باز میمانند. تاریخ نشان داده است که در سیطره ترس از بهوجود آمدن قحطی، همکاری بینالمللی نخستین قربانی خواهد بود.
اکنون نوبت به انرژی رسیده است؛ جایی که کمبود گاز برای آشپزی در هند و سوخت جت در جنوب شرق آسیا، زندگی روزمره میلیونها نفر را مختل کرده است.
Комментарии (0)